نجوای امام سجاد - مطالب آذر 1392
تاریخ : جمعه 29 آذر 1392 | 04:01 ب.ظ | نویسنده : علیرضا شعبان زاده


امام سجاد علیه السلام ، در سوگ مصیبتی که بر پدر بزرگوارشان وارد شد ،

 بیست سال گریست. هرگاه آب و یا طعامی نزد حضرت می گذاشتند ، می گریست .

یک بار یکی از خدمتکاران به حضرت عرض کرد : ای آقای من !

آیا وقت آن نرسیده است که اندوهتان به پایان پذیرد؟

 امام زین العابدین علیه السلام فرمود : ای وای بر تو ! یعقوب پیامبر علیه السلام ،

دوازده پسر داشت وقتی که خداوند یکی از فرزندانش را از او پنهان کرد ،

آن قدر در فراق او گریه کرد تا این که چشمانش سفید شد ،

قدش خمیده گشت و موهایش سفید گردید .

این همه در حالی بود که فرزندش دردنیا زنده بود .

اما من به چشم خود پدر ، برادر ، عمو و هفده نفر از نزدیکانم را دیدم

که به شهادت رسیدند و پیکر های پاکشان بر روی زمین افتاده بود .

پس چگونه می شود که اندوه من به پایان بپذیرد ؟


منبع :

زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام بازنویسی

روان منتهی الامال مرحوم حاج شیخ عباس قمی (ره)





طبقه بندی: مصایب شام،

تاریخ : سه شنبه 26 آذر 1392 | 12:11 ب.ظ | نویسنده : علیرضا شعبان زاده

یک بار حضرت امام سجاد علیه السلام از کنار چند نفر عبور کردند

 که غیبت حضرت را می کردند.

حضرت در کنار آنها ایستاد و فرمود:

 اگر عیب هایی که برای من ذکر می کنید حقیقت دارد ،

خدا مرا بیامرزد ، و اگر دروغ می گویید شما را مورد آمرزش قرار دهد.




طبقه بندی: سبک زندگی،

دوستان عزیز:

می خواهم در این پست به شما عزیزان سفارشی که امام زین العابدین

علیه السلام در باب دوستی بیان فرمودند را بگویم.

 چه ضربه ها که به واسطه عدم دقت در انتخاب دوست نخورده ایم .

در حالی که اگر دقت می کردیم و به سخن امام معصوم علیه السلام

گوش می نمودیم این ضرر جبران نا پذیر را نمیخوردیم. شاید بهتر است

بگوییم یک دوست نادان ضررش بیشتر از یک دشمن داناست.

چه دوست هایی که باعث بدبختی و نابودی ما نشده اند.

یک اشتباه در انتخاب دوست منجر به اعتیاد ،فحشا و ... می شوند.

پس با هم به توصیه ی امام سجاد علیه السلام در باب انتخاب دوست به

فرزندشان می پردازیم.

امام محمد باقر علیه السلام فرمود : پدر بزرگوارم به من چنین وصیت فرمود :

پسرم ؟ با پنج گروه از مردم دوستی و صحبت نکن. عرض کردم : فدایتان شوم ،

 این پنج گروه چه کسانی هستند؟

فرمود : با آدم فاسق دوست مشو زیرا که تو را به خاطر یک لقمه ،

یا کمتر از یک لقمه می فروشد.عرض کردم ای پدر ؟ کمتر از یک لقمه چیست؟

فرمود : در طمع رسیدن به لقمه تو را می فروشد و به آن هم نمی رسد.

عرض کردم : ای پدر ؟گروه دوم چه کسانی هستند؟ فرمود :

با آدم بخیل هم دوستی مکن ، زیرا که تو را در وقتی که به مالش

احتیاج پیدا می کنی محروم می کند. عرض کردم : گروه سوم کیستند؟

 فرمود : با دروغ گو نیز دوستی منما زیرا که دروغ گو مثل سراب است ،

دور را بریت نزدیک و نزدیک را برایت دورمی کند.

عرض کردم :گروه چهرم چه کسانی هستند فرمود :

این گروه افراد احمق می باشند که می خواهند به تو نفع برسانند ،

اما به خاطر نادانی و حماقتشان به تو ضرر می زنند.

عرض کردم پنجمین گروه کیستند؟

فرمود : با کسی که پیوند با خویشاوندانش را بریده و صله رحم نمی کند

 نیز دوستی نکن ،زیرا دیدم که خداوند سه بار در کتاب خود قرآن ،

او را لعنت شده دانسته است.




طبقه بندی: سبک زندگی،

تاریخ : یکشنبه 24 آذر 1392 | 06:10 ب.ظ | نویسنده : علیرضا شعبان زاده


وقتی که در سفره با پدر و مادرمان غذا می خوریم

چقدر به نحوه برداشتن لقمه ها توجه داریم. چقدر مواظب هستیم

که پدر و مادرمان را آزرده نکنیم . .ببینیم مولای مان امام زین العابدین

چگونه برخورد می نمودند.

امام باقر علیه السلام در مورد صفات اخلاقی پدرشان فرمودند :

یکی از صفات اخلاقی پدرم این بود که با مادر خود غذا میل نمی فرمودند.

یک بار چند نفر از ایشان پرسیدند حضرتعالی که بیش از همه مردم نسبت به

صله رحم و احترام و نیکی به والدین توجه دارید ،چرا با مادر خود غذا میل

نمی نمایید؟ پدرم در پاسخ فرمودند دوست ندارم ،پیش از مادرم لقمه ای را بردارم ،

که  او قصد داشته آن را میل کند.




طبقه بندی: سبک زندگی،

تاریخ : شنبه 23 آذر 1392 | 11:02 ق.ظ | نویسنده : علیرضا شعبان زاده

روزی جابربن عبدالله انصاری خدمت امام سجاد علیه السلام رسید ،

جابر دید که حضرت در محراب نشسته و به خاطر عبادت زیاد بدن شریفش

 نحیف شده است .

 امام علیه السلام جابر را مورد لطف خود قرار داد و او را پهلوی خود نشاند

و با صدای ضعیفی احوال او را پرسید . جابر عرض کرد : ای فرزند رسول خدا (ص) ،

خداوند بهشت را برای شما و دوستان شما آفریده است و جهنم از آن دشمنان

و مخالفان شماست ، با این وضع چرا در انجام عبادت خود را به سختی می اندازید ؟

امام علیه السلام فرمودند : ای کسی که همنشین با رسول خدا (ص) بوده ای ،

 پیامبر (ص) با آن همه کرامتی که نزد خداوند داشت و حتی کوچک ترین وظیفه

عبودیت و بندگی را نیز ترک نکرد عبادت بسیار و سخت را ترک نفرمود ،

 تا آن حد که ساق پای مبارک حضرت ورم کرد . صحابه به ایشان عرض می کردند :

 ای رسول خدا (ص) ، چرا این قدر عبادت می کنید با این که نزد خداوند مقامی

والا دارید؟ پیامبر (ص) در پاسخ به آنان فرمود : آیا بنده شکرگزار نباشم ؟

و شکر نعمت ها را ترک نمایم؟

جابر عرض کرد : ای مولای من ! بر مسلمانان رحم نمائید ،

زیرا خداوند به برکت وجود مقدس شما بلا ها را از آنها دور می کند و نزول عذاب را

از مردم باز می دارد .

حضرت فرمود : ای جابر ! شیوه ی پدرانم را ترک نخواهم کرد تا وقتی که به دیدارشان نائل شوم.




طبقه بندی: سبک زندگی،

تاریخ : جمعه 22 آذر 1392 | 01:56 ق.ظ | نویسنده : علیرضا شعبان زاده

چقدر به نمازهای خود توجه دارید

چقدر غرق در خداوند و معبود می شوید

 اینجانب که اگر یک لحظه گوشی تلفنم زنگ بزند حواسم پرت خواهد شد

ولی ببینید مولایمان وقتی غرق در نماز می شد هیچ چیز از،

 ذکر خداوند دورشان نمی کرد.

یک بار در خانه امام سجاد علیه السلام آتش سوزی رخ داد .

در آن حال حضرت در سجده بود . صدای آتش ،آتش از اهل خانه بلند بود

 حضرت در همان حال سجده ،اصلا متوجه حادثه نشدند . آتش خاموش شد و

پس از مدتی امام علیه السلام سر ز سجده برداشتند .

از حضرت پرسیدند چه جیز باعث شد که شما از این آتش سوزی غافل شدید ؟

امام زین العابدین علیه السلام فرمود : آتش بزرگ قیامت.




طبقه بندی: سبک زندگی،

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4